خرید بک لینک

برای خود خودم و شما قضاوت هایی را فراموش کردم که هیچکس توانایی سکوت در برابرشان را نداشت ، سعی کردم از جایی که ریشه ام را با تبر زدند محکم تر و با استقامت تر رشد کنم.ساعت ها از دست صمیمی ترین کسانم زیر دوش یا ماشین،شب بیداری ها گریه کردم. کوچه پس کوچه های زیادی ازین شهر را فقط بخاطر فراموش کردن رفتارهایی که انتظار نداشتم در جواب کارهایم ببینم بیهوده قدم زدم .جایی که نباید خندیدم و جایی که نباید بخشیدم ... قبول دارم که من هم شاید همیشه خوب و جامع نبودم ،قبول دارم ساده دلی همیشه هم خوب نیست ولی

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:33

به اتمام آمد این دفتر حکایت همچنان ...چه رویاها و آرزوهایی که با تو در آن زندگی نکردم، هرچه را فراموش کنم از رویای کودکانمان چگونه دل بکنم. چه زود عمر عشقمان به خاتمه رسید ،مثل همیشه فقط چند ماه ،حتی کمتراز تعداد انگشتان یک دست، دلخورم ،نه از تو که همانند دیگران نیامدی ولی همانند بقیه رفتی، از خودم که چرا باور کردمت، چگونه روح قسم خورده ام دوباره عاشق تو شد، دل بیچاره عاشق که بود،به یاد آورد و قبول کرد که تو آمده ای ،که تو خودت آمده ای،که تو مردانه آمده ای. عصبانی ام و خون خونم را میخورم نه از ت

برچسب: نویسنده: پندار میرزاپور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:33

صفحه بندی